در انتهای قرن نوزدهم و شروع قرن بیستم، اتفاقات خارق‌العاده‌ و استثنائی‌ای در هنرهای تجسمی و کاربردی رخ داد. این برهه تاریخی، دوران آمیختگی هنرها و زمانی بود که هنرمندان در پی شیوه‌های تازه‌ای بودند که در واقع واکنشی بود در برابر موج پیشرفت ملازم با صنعتی شدن. این حرکت که با نام آرت نوو معروف شد، با حضور پیروزمندانه‌اش در نمایشگاه جهانی پاریس 1900، تصاویری از پیکرهای زنانه، شکل‌های گیاهی پیچک‌وار و فرم‌های خطی را به همگان ارائه داد.  این سبک تزئینی که در مقابل هنر آکادمیک مرسوم در سده نوزدهم، از بطن آزمایشگری‌های نقاشان، معماران، صنعتگران و طراحان سربرآورده بود، توانست در مدت کوتاهی آمیختگی هنر و صنعت را در تولید اشیا و لوازم کاربردی و صنایع دستی منجر شود

در واقع بخش عمده و بسیار مهمی از سبک آرت نوو در زمینه تزئینات، دکوراسیون داخلی، مبلمان، اثاثیه، صنایع دستی،‌ چاپ پارچه و رنگرزی نمود یافت. لذا هنرمندان این جنبش علاوه بر آمیختن رشته‌های مختلف هنری با یکدیگر، می‌کوشیدند هنری نو را پدید آورند و به همین منظور به بهره‌گیری از سبک‌هایی روی آورند که کمتر شناخته شده و در نزد اعضای آن روز آکادمی‌ها از رواج افتاده بودند. بدین ترتیب شکل‌ها یا شیوه‌هایی را که با جست‌وجوی انتزاعی مبنی بر حرکت‌های خطی، سازگار بود، از هنر شرقی، قرون وسطایی و یا از گوتیک الهام گرفته و در آثار خود به کار بردند

نقدهای بسیاری توسط منتقدین در نمایشگاه جهانی 1900 در مورد نکات مثبت و منفی آرت نوو مطرح شد که اثبات می‌کرد آرت‌نوو یک سبک خودآگاه منحصر به فرد است. این سبک در تاریخ طراحی اواخر قرن نوزده نقش مهمی را ایفا کرد؛ یعنی درست در زمانی که معماری و هنرهای دکوراتیو به تدریج به یک برنامه خشک و یکنواخت تاریخ‌گرا تنزل کرده و به تلفیق عجیب و غریب و ناخوشایندی از سبک‌های گذشته تبدیل شده بودند.


نمایشگاه‌های بزرگ قرن نوزدهم ترکیبات نامتجانس و ناهماهنگ از شیوه‌های رنسانس، ‌باروک و سبک‌های کلاسیک را نشان می‌داد که حاصل پریشانی و درهم آمیختگی پیشرفت عصر صنعتی بود.  در این میان طراحان سبک آرت‌نوو برای درهم‌کوبیدن و متلاشی کردن این تاریخ‌گرایی نا به جا و خلق سبکی مناسب زمان خود که عصر سینما، تلفن و اتومبیل بود، برنامه‌ریزی کرده و با حفظ یک سری اصول سنتی، با ظرافت و زیبایی تمام، در به روز کردن محصولات و آثار خود کوشیدند. این تغییرات، نتیجه یک دوره آبستنی طولانی بود که عمری کوتاه و زودگذر ولی درخشان داشت و عکس‌العمل و واکنشی در مقابل یک قرن تباه شده،‌ از لحاظ زیبایی‌شناسی، به حساب می‌آمد.

مراکز اولیه این سبک، بروکسل در بلژیک، پاریس و نانسی در فرانسه، مونیخ در آلمان، وین در اتریش و گلاسکو در اسکاتلند بود و در هر یک از این کشورها به یک نام مشهور شد: در فرانسه به نام آرت‌نوو که اسم فروشگاه هنرهای دکوراتیو و تزئینی زیگفرد بینگ بود. در انگلستان با نام جنبش هنرها و صنایع دستی در ایتالیا به نام استیل لیبرتی در آلمان به نام یوگنت اشتیل  در اسپانیا به مدرنیستا و در اتریش به نام سبک انشعاب  شهرت یافت، که همگی آن‌ها نام‌هایی برای یک جنبش جدید در آغاز یک قرن جدید، به حساب می‌آمدند

اما نباید فراموش شود که رشد و شکوفایی این جنبش تا حد زیادی مدیون هنر دکوراتیو شرقی و اسلوب زیبایی‌شناسی و تزئینات هنر اسلامی بوده است که در آن زمان، مورد توجه دنیای غرب واقع شده بود.

شاخص‌ترین تأثیرپذیری از هنر اسلامی در زمینه دکوراسیون داخلی و صنایع دستی بود که به بهترین وجه ممکن در آثار هنرمندان بزرگی چون کامفورت تیفانی امریکایی و جوزف بروکارد ( و امیل گال فرانسوی ـ که از بزرگترین شیشه‌کاران آن دوره هستند ـ و در آثار و محصولات جنبش هنر و صنایع انگلستان نمایان شد.

.فیلیپ جوزف بروکارد، مرمت‌کننده اشیا و آثار هنری قدیمی از جمله هنرمندانی بود که در روند حرفه خود، مجذوب و شیفته چراغ‌های مساجد اسلامی شد و به همین دلیل، تعدادی از آن‌ها را جمع‌آوری کرد و سال‌های متمادی به مطالعه شیوه‌ها و تکنیک‌های رایج ساخت شیشه پرداخت. آزمایش‌ها و تجربیات او بر دو مبنا انجام می‌گرفت: یکی استفاده صحیح از لعاب‌های شیشه‌ای که کاملاً به ظرف شیشه‌ای می‌چسبیدند و دیگری مدت زمان دقیق لعاب‌کاری که امکان شیشه‌ای شدن لعاب را بدون تغییر شکل بدنه ظرف فراهم می‌کرد.

بروکارد، نمونه‌های کاملاً مشابهی از چراغ‌های مساجد ساخت و موتیف‌های تزئینی اسلامی و نوشته‌های قرآنی را به کار گرفت. او همچنین تعدادی گلدان، کاسه و مشربه تزئین‌شده را که با نقوش تزئینی و اسلیمی‌های موج لعاب‌کاری شده بودند، طراحی و خلق کرد. لعاب‌کاری این آثار، مات و براق و همواره توأم با تذهیب‌کاری بود. در میان طرح‌های درخور توجه او، مجموعه‌ای از ظروف مزین به لعاب‌کاری و تذهیب وجود دارد که همه سطوح آن‌ها از اسلیمی‌ها و نقوش پیچ در پیچ وگل‌های ساده شده کوچک در فضای میانی خطوط برجسته منقوش، پوشیده شده است و در یکی از طرح‌های کوچکش، تصویری از یک سوارکار عنان‌گسیخته را بازنمایی و لعاب‌کاری کرده است. بروکارد طی سال‌های متمادی در نمایشگاه‌های بین‌المللی پاریس و وین شرکت کرد و به دلیل شیوه خاص لعاب‌کاری و تزئیناتش برنده مدال‌ها و جوایز بسیار شد و بر شیشه‌کاران معروف دیگری چون امیل گال فرانسوی تأثیر گذاشت



امیل گال

امیل گال، شیشه‌کار معروفی بود که بسیار تحت تأثیر نقوش و طراحی‌های تزئینی ژاپنی قرار داشت. اما پس از آشنایی با آثار بروکارد در نمایشگاه بین‌المللی پاریس، شیفته لعاب‌کاری غنی و تذهیب‌های اسلامی او شد و بی‌درنگ این یافته‌ها را در جهت بازآفرینی کارهایش به کار گرفت. گلدان‌های ظریف مینیاتوری ایرانی بروکارد، مجدداً به وسیله گال و در تلفیق با سبک شخصی او اجرا شد (تصویر 12). گال با استفاده از اسید هیدروفلوریدریک زمینه اسلیمی‌ها و پیچش‌ها را گود می‌کرد و با برجسته‌نمایی، نقوش را مهیج‌تر و زیباتر می‌ساخت.



جنبش هنر و صنایع

این جنبش که در سال‌های آخر قرن نوزدهم با جنش آرت‌نوو آمیخته شد و هنر جدیدی را پایه‌گذاری کرد، را گروهی از پیشه‌وران، هنرمندان، طراحان و معماران اروپایی نیمه دوم قرن نوزدهم به وجود آوردند که با هدفی مشترک و رها از هر قید و بندی با یکدیگر پیوند یافتند. تا با رجعت به صنایع دستی و ارتقای مفاهیم هنرهای کاربردی به رتبه هنرهای زیبا، به اصلاح طراحی و نهایتاً اصلاح شرایط اجتماعی بپردازند

از آنجا که این هنرمندان در جست‌وجوی زبانی بودند که با آنچه در هنر آن زمان رایج بود، متفاوت باشد و برای تمدن اروپایی، تازه و نو به شمار رود، به مطالعه تزئینات زیبا و باشکوه هنرهای اسلامی و به ویژه ایرانی عصراسلامی پرداختند. هنر ایرانی ـ اسلامی می‌توانست به بهترین نحو، بیانگر تفکرات و اندیشه‌های اخلاقی و معنوی آن‌ها در مقابله با سیطره روزافزون ماشین باشد.



ویلیام موریس

ویلیام موریس  سردمدار جنبش هنر و صنایع که خود را قبل از هر چیز طراح نقش‌های تزئینی می‌‌دانست، به پژوهش و تحقق در آثار هنری تزئینی ایرانی ـ اسلامی چون قالی، پارچه، منسوجات و ظروف سفالی روی آورد و شیفته شکوه، عظمت و زیبایی تزئینات ایرانی به ویژه نقوش قالی‌ها شد. به نظر موریس، فرش‌های شرقی تنها پوشاننده مناسب برای کف اتاق بودند. به همین دلیل او از این فرش‌ها به عنوان کفپوش «خانه قرمز» که در 1860، طراحی دکوراسیون آن را به عهده گرفته بود، استفاده کرد. او به حراج خانه‌ها و کلکسیون‌های فرش‌های شرقی، مخصوصاً به موزه South Kensing Ton که در 1870، پیشرفت زیادی در این زمینه کرده بود، رفت و آمد می‌کرد. او همچنین با جی‌اچ میدلتون که باستان‌شناس و متخصص فرش بود، معاشرت داشت.
در آن زمان، فرش‌های ایرانی به تعداد بسیار زیاد به وسیله بازرگانان تبریزی وارد غرب می‌شد. در همین ارتباط، موریس در 13 آوریل 1877 در نامه‌ای به دوستش توماس واردل نوشت: «من دیروز یک قطعه فرش قدیمی ایرانی متعلق به زمان شاه عباس را دیدم که مرا بسیار شگفت‌زده کرد؛ من تا به حال هیچ ایده‌ای شبیه آنچه در اعجاز این فرش‌ها وجود دارد، نداشته‌ام.»
این هیجان و شگفت‌زدگی باعث شد که موریس سال‌های متمادی به طراحی نقوش فرش بپردازد. فرش‌های هامر اسمیت او شباهت زیادی به طرح‌های شرقی دارد؛ گرچه تأکید می‌کرد که می‌خواهد آنها به وضوح حاصل افکار غربی و مدرن باشند

او در سال 1893 درباره فرش نفیس مقبره شیخ صفی‌الدین اردبیلی که در موزه ویکتوریا و آلبرت نگهداری می‌شود  چنین گفت: «این فرش یک نمونه استثنایی است، با زیبایی منطقی و منظم که ارائه‌دهنده اصول طراحی فرش ایرانی است.»

از نمونه کارهای کاغذ دیواری موریس، می‌توان به طرح کاغذ سقفی ایرانی اشاره کرد که به طور واضحی گویای نقوش تزئینی ایرانی است



اوئن جونز

اوئن جونز یکی از معروف‌ترین هنرمندانی است که تفکرات و طرح‌هایش به ویژه در زمینه نقش‌مایه‌ها و تزئینات، الهام بخش طراحان و هنرمندان جنبش هنر و صنایع بوده است. او در کتاب ارزشمند خود به نام (دستور زبان تزئین) (، نقش‌مایه‌ها و تزئینات ملل شرق، به ویژه تزئینات اسلامی را به تصویر کشید و نظریات خود را در باب اصول زیباشناسانه تزئین ـ که عمدتاً برگرفته از قوانین شکل‌گیری تزئینات اسلامی بود در سی و هفت اصل برشمرد



ویلیام دمورگن

ویلیام دمورگن (33) (1917 – 1839) یکی از بزرگ‌ترین و معروف‌ترین هنرمندان نهضت هنر و صنایع و از دوستان ویلیام موریس بود که بسیار تحت تاثیر سفالگری ایرانی قرار داشت. او سبک خود را «سبک پارسی» می‌نامید و از رنگ‌های سفال‌های ایزنیق ترکیه استفاده می‌کرد. همچنین درخشندگی و تابناکی رمزآمیز موجود در کاشی‌های ایرانی، مهم‌ترین منبع و سرچشمه الهام آثار او بودند. بیشترین نقوش و تزئینات به کار رفته در آثار دمورگن متشکل از گل‌های میخک، سنبل، لاله و نیز برگ‌های گیاهان است که از نقوش موسوم به ایزنیق الهام گرفته است. اگر به گلدان سفید و قرمز او با نقش گل میخک بر زمینه سفید توجه شود، مشخص خواهد شد که تا چه حد تحت تأثیر موتیف‌های تزئینی ایرانی و ترکی است

همچنین بشقابی با تصویر یک غزال که بین سال‌های 1882 و 1888 با طراحی او و در کارگاه وی در مرتون  ساخته شده، به خوبی تأثیرپذیری وی از موریس و طرح‌‌های ایرانی را نشان می‌دهد. در این اثر ترسیم تزئینی و جسورانه درختی که در پشت پیکر حیوان آمده و امواج آب در پس‌زمینه‌ ماهی‌ها، به صورت شگفت‌آوری ابتکاری و در عین حال الهام گرفته از هنر ایرانی است  ویلیام دمورگن علاوه بر طراحی ظروف سفالین به کاشیکاری نیز می‌پرداخت. در یک کاشیکاری متعلق به دمورگن که از 48 قطعه ساخته شده، از رنگ‌های ایرانی به کمال استفاده شده است؛ فیروزه‌ای، آبی تیره، سبز پسته‌ای و سبز روشن. همچنین باید گفت که بعضی از رنگ‌ها و برخی از عناصر تزئینی این کاشیکاری از سفال‌های ایزنیق ترکیه الهام گرفته‌اند. ترکیب درخشانی از طاووس‌های بزرگ در برابر شاخه‌های میخک و گیاهان دیگر، نمونه‌ای از دمیدن روح تزئینی نقوش اسلامی به وسیله دمورگن در آثار آرت نوو است.



کریستوفر درسر

کریستوفر درسر (1904ـ 1834) نیز از سرشناس‌ترین طراحان منسوب به جنبش هنر و صنایع است که خلاقیت و ابتکار خارق‌العاده‌اش او را به سوی نوآوری در طراحی ظروف فلزی، سفالینه‌ها و شیشه‌ها به ویژه با الهام از شیشه‌‌گری و هنر ایرانی رهنمون ساخت. شکل طبیعی و فرم گلدان شیشه‌ای زردرنگ درسر با نمونه‌های شیشه‌ ایرانی برابری می‌کند (. درسر یک گیاه‌شناس برجسته نیز بود که به قوانین هندسی موجود در طبیعت و کلیه ساختارهای خلق شده بر مبنای اصول هندسی علاقه ویژه‌ای داشت. از این رو در برابر طرح‌ها و نقوش اسلامی احترام و شیفتگی خاصی از خود نشان می‌داد.

او در کتاب خود به نام «اصول طراحی تزئینی» ( (1873) ستایش خویش را از طرح‌های ایرانی چنین بیان می‌کند: «من تزئینی به زیبایی، ظرافت و در هم پیچیدگی تزئینات ایرانی سراغ ندارم.»


آرتور لثنبی لیبرتی

آرتور لثنبی لیبرتی  (1917ـ 1843) را می‌توان مهم‌ترین شخصیت جنبش هنر و صنایع در نیمه دوم قرن نوزدهم نامید که معروفترین مؤسسه تجاری لندن را به منظور معرفی آثار هنری شرق، پایه‌گذاری کرد. وی که اهمیت ویژه‌ای برای احیای آثار هنری شرق قائل بود، مؤسسات هنری انگلیسی را تشویق می‌کرد تا ضوابط، معیارها و فنون موجود در این آثار ـ به ویژه فنون رنگرزی ایرانی ـ را به درستی مورد پژوهش و بررسی قرار دهند.

لیبرتی، برخلاف موریس، اهمیت فراوانی برای روند تولید ماشینی قائل بود؛ چرا که از این طریق امکان تهیه منسوجات ارزان‌قیمتی فراهم می‌شد که از طراحی خوب برخوردار بودند و در عین حال می‌توانستند در دسترس بخش وسیعی از اقشار مختلف مردم قرار گیرند. (47)

بدین ترتیب، شرکت تجارتی لیبرتی که بیشتر به طراحی، ساخت، تهیه وتوزیع کاغذ دیواری و مبلمان، با ویژگی‌های برگرفته از هنر اسلامی می‌پرداخت، نقش ارزنده‌ای در جلب توجه همگان به تولیدات شرقی ایفا نمود.


هنر مشرق‌زمین با برخورداری از پیشینه باشکوه تاریخی، غنای فرهنگی و زیبایی‌شناسی کم‌نظیر خود، همواره علاقه و کشش غربی‌ها را به خود جلب کرده است.

در اواخر قرن نوزدهم در پی شکل‌گیری جنبش آرت‌نوو و در راستای به هم پیوستگی هنر و صنعت در اروپا، گرایش به هنر تزئینی اسلامی که برای بیان حقایق معنوی به وجود آمده بود، بیشتر شد.

هنرمندان این جنبش با تحقیق در اصول هنری اسلامی و احیای مبانی موجود در هنرهای تزئینی جهان اسلام، آثاری آفریدند که به لحاظ نوع کاربرد نقوش و استفاده از رنگ‌های درخشان و تابناک گاه به رقابت با آثار مشابه اسلامی برمی‌خیزند

/ 1 نظر / 9 بازدید
ایمان آرزه

سلام و درود ... وب خوبی دارید ، لذت بردم و براتون آرزوی موفقیت می کنم... خیلی خیلی خوشحال میشم که به وب من هم سری بزنید و مکتوب نظر بدید... سپاس...