چینی ها چه کار انجام دادند تا به پیشرفتی منتهی شود که آنان را رهایی بخشد؟ تا آن جا که من می توانم بگویم، آنها هیچ کاری نکردند جز این که چیزها را به حال خود گذاشتند تا به خودی خود پیش آیند. همان گونه که استاد لوتز در این متن به ما می آموزد: روشنایی در راستای قانون(سرشت) ویژه ی خود جریان می یابد، البته اگر ما شیوه ی زندگی روزانه خود را ترک نکنیم. هنر به حال خود گذاشتن چیزها تا به خودی خود جریان یابند یا کنش به وسیله بی کنش و یا آن گونه که استاد مستر اکهارت( مذهب شناس و بنیانگذار عرفان آلمان) می گوید: به خودی خود پیش رفتن، برای من کلیدی است که دروازه ورود به این شیوه یا مسیر را می گشاید. ما می باید توانایی به حال خود رها کردن جریانات و پیش آمدن طبیعی چیزها را در روان خویش داشته باشیم.این هنری است که بیشتر مردم از آن چیزی نمی دانند، چه، خود آگاهی همیشه مداخله کرده و به یاری می آید و اصلاح و نفی می کند و هیچ گاه اجازه نمی دهد که فرایند های روان در آرامش، رشد یابند. این موضوع می توانست کاملا ساده باشد اگر سادگی دشوارترین چیز نبود. برایشروع باید گفت که تلاش منحصرا عبارت از مشاهده ی عینی است که چگونه اندکی تخیل گسترش می یابد. در آغاز هیچ چیز نمی تواند ساده تر از این باشد ولی با این حال در همین جاست که مشکلات  با چنین اظهار نظرهایی آشکار می شوند: ظاهرا هیچ کس دارای پاره های تخیل نیست-اما- در اینجا یک مورد وجود دارد و آن بسیار احمقانه است! و ده ها دلیل کافی علیه آن در دست است. نمی توان به آن اتکا کرد – و بسیار کسل کننده است- سر انجام چه خواهد شد؟ -این (چیزی جز ) این یا آن نیست و جز آن ... ذهن آگاه اعتراضات زیادی را عرضه می کند و در واقع، در بیشتر موارد به نظر می رسد که گرایش به پاک کردن فعالیت خود به خودی تخیل را، به رغم بینش واقعی درونی و این تصمیم استوار دارد که اجازه ی پیشرفت فرآیند روان را بدون دخالت ندهد. گاه گرفتگی و انقباض واقعی برای خود آگاه پیش آید

.

 

 

(کارل گوستاو یونگ - روانشناسی و شرق)

/ 1 نظر / 5 بازدید
محب ولایت

[گل][گل] [گل][گل] [گل][گل] [گل][گل] [گل][گل] [گل][گل]