آذربایجان —در فارسی میانه آتورپاتگان می‌خواندندشنام ایالتی از ایران که آن را آذر و آذرباد و آذربادگان و آذرباذگان و آذربایگان و آذربیجان و اَذْرَبیجان بر وزن عندلیبان (معجم البلدان) نیز نامند. به‌طور کلی به سرزمینی گفته می‌شود که از شمال به رود ارس، از جنوب به استان‌های کردستان و زنجان، از شرق به استان گیلان (کوه‌های تالش و مغان) و از غرب به مرزهای ترکیه و عراق محدود می‌شود و نزدیک به ۱۰۰٬۰۰۰کیلومترمربع مساحت دارد .درگذشته این نام به سرزمینی گفته می‌شده‌است که از شمال به اران، و از جنوب غربی به آشور و از مغرب به ارمنستان و کردستان ترکیه، محدود می‌شده‌است. و پای تخت آن شهر گنجک بوده‌است در تخت سلیمان در جنوب شرقی مراغه و عرب آن را کزناو یونانیان گازا می‌نامیده‌اند .

از لحاظ تقسیمات سیاسی در سال ۱۳۱۶خورشیدی استان‌های آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی به‌عنوان منطقهٔ آذربایجان شناخته شدند. در این تقسیم‌بندی استان اردبیل که در سال ۱۳۷۲خورشیدی تأسیس شده‌است، جزء استان آذربایجان شرقی بوده‌است. هم‌اکنون نیز استان‌های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و اردبیل به‌عنوان منطقهٔ آذربایجان شناخته می‌شوند.

آذربایجان از سمت شمال به جمهوری آذربایجان و ارمنستان، از سمت جنوب به استان‌های کردستان و زنجان، از سمت شرق به استان گیلان و از سمت غرب به ترکیه و عراق محدود شده‌است. این منطقه از مناطق صنعتی، ترانزیتی، راهبردی و مرزی ایران است و منطقه‌ای کوهستانی و نسبتاً پربارش می‌باشد.

نام آذربایجان معرب آتروپاتکان (مکان آتروپات) است. ریشه نام به سردار پارسی هخامنشیان، آترپات برمیگردد .آتروپات ساتراپ (والی) ایرانی بود که بخش‌های شمال ایران را در زمان زمان حمله اسکندر از اشغال حفظ کرد.در قرن اخیر پس از ظهور اتحاد جماهیر شوروی، واژه «آذربایجان جنوبی» نیز بعضاً استفاده شده است.البته عده‌ای معتقدند که این واژه غلط و دارای بار سیاسی است.

در سال ۱۹۱۷دولت مساوات در قفقاز نام آذربایجان نیز از آن جهت بر این مناطق گذاشته که گمان می‌رفت با برقراری جمهوری ای به نام آذربایجان، آذربایجان ایران و این جمهوری با هم یکی شوند و آذربایجان ایران از این کشور جدا شود.در همان زمان مخالفت‌هایی با این نام گذاری در ایران انجام شد.در همین راستا حتی مارکوارت آلمانی به این کار اعتراض کرد که این اعتراض در نشریه ایرانشهر ترجمه و چاپ گردید.

در پیمان‌نامه‌های ترکمنچای و گلستان به بخش شمالی رود ارس نام آذربایجان داده نشده است.

تنها در قرن بیستم هست که نام آذربایجان و آذربایجانی ماهیت قومی بخود میگیرند.

/ 3 نظر / 10 بازدید
من

1) میدونید، در پروسه آسیمیلاسیون مردم این خطه، بسیاری از مطالب تاریخی و فرهنگی مورد تحریفات مضحک قرار گرفته اند و البته که بسیاری فراموش شده اند! آری آذربایجان کلمه ای معرب است، ولی نه معرب آتورپاتکان (جعلی!)، زیرا اگر قرار بوده که آتورپاتکان بصورت عربی تلفظ شود، تنها حرفی که در این کلمه، معادل عربی ندارد حرف «پ» می باشد، که آن هم بصورت معمول به «ب» ابدال می شده است! و در نتیجه بایستی امروزه نام آزربایجان «آتورباتکان (عربی!)» می بود! در نتیجه «آزربایجان» معرب کلمه «آزربایگان» ترکی است. زیرا فارس ها حرف «گ» را مانند «ق» اعراب تلفظ می کنند. در این حالت از نظر آوا شناسی اگر فرض کنیم «کلمه آزربایگان» فارسی بوده است، بایستی معرب آن «آزربایقان!» میشده است، که می بینیم اینگونه نیست! از نظر آواشناسی نزدیک ترین تلفظ به حرف «ج» عربی، حرف «گ» ترکی می باشد! پس در نتیجه نام این مکان نیز (حداقل تا قبل از آمدن اعراب)، ترکی بوده است!

من

2) جالب است این را هم در نظر بگیریم که کلمه «آزربایگان»، از نظر گرامر ترکی نیز، کلمه ای کامل و با معنی است! این کلمه از 4 بخش مجزا تشکیل شده است. بخش اول کلمه «آز (آس)» می باشد که نام اقوام آس ساکن در منطقه وسیعی از آسیا بخصوص آزربایجان کنونی است! بر سر اينكه آس ها تورك و التصاقي زبان بوده اند يا به اقوام ديگر تعلق داشته اند سالها اختلاف نظر وجود داشت و لي آنچه تورك و التصاقي زبان بودن اين اقوام باستاني را قريب به يقين مي كند ، پيدا شدن سنگ نوشته هاي ؛ « گول تئكين» و تونيوقوق» است براي اولين بار واژة آس (آز ) در اين كتيبه آمده است . در زبان توركي به دليل تبديل حروف «ز» و «س» به يكديگر هر دو صورت ؛ «آز» و «آس/هاس» به يك معني و در حكم واحد است .در خطوط 23 و 24 سنگ نوشته ي « گوْل تكين » آمده است : « 000چؤلدي آز آري بولتوم ، اؤزوم آز يئريم ، آنوبيل » / Coldi Az ari bultum ozum Az yirim anubil ( يعني « 000 در دشت هاي « آز » قوم و قبيله آز را يافتم ، آگاه باش ، سرزمين من « آز » نام دارد ) (این جم

من

3) دوم کلمه «ار» که بمعنی انسان و مرد می باشد و همچنین در کتاب «دیوان لغات الترک» محمود کاشغری نیز به کرّات آمده است. سومین قسمت کلمه «بای» بمعنی حاکم می باشد، که این کلمه را می توان در نام قدیم شهر پکن نیز بصورت «بایلیق» در کلمه “خان بایلیق” بمعنی «حکومت خان» و بایلیق خود به تنهایی بمعنی «حکومت» یافت! و قسمت آخر و چهارم که «گان» می باشد. و آن پسوند مکان ساز در ترکی است، عمده پسوند های مکانساز در ترکی عبارتند از «اُو، آوا، ان و گان»، پسوند گان چندین بار در نامهای شهر ها و روستا های ایران بکار برده شده است، که بعضی از آنها عبارتند از، گوگان، گرگان، کرینگان، کرگان و ... می توان از ترکیب دو کلمه بای،گان همانند بایلیق، معنای حکومت را استخراج نمود! نتیجتاً نام آذربایجان، همان آزربایگان ترکی است و درکل بمعنی، «محل حکومت مردان آز»(حکومت آزها) می باشد. در ضمن اگر ترک هستی و ترک بودنت رو قبول نداری، آزاده باش. تو اینترنت بگرد و ببین معنی مانقورد چیه!؟