سوریه کشوری است در خاورمیانه و پایتخت آن شهر تاریخی دمشق است

موقعیت جغرافیایی سوریه

سوریه با ۱۸۵۱۸۰کیلومتر مربع وسعت، هشتاد وهفتمین کشور جهان است که در جنوب غربی قاره آسیا، کنار دریای مدیترانه و در همسایگی کشورهای ترکیه در شمال، عراق در شرق و جنوب شرقی، اردن در جنوب، فلسطین در جنوب غربی و لبنان در غرب واقع شده‌است. آب و هوای آن در کناره‌ها و نواحی جنوب غربی معتدل و مرطوب (مدیترانه‌ای)و در سایر نقاط گرم و خشک است. بلندترین نقطه آن از دریا، جبل شیخ با ۲۸۱۴ متر ارتفاع است. از رودهای مهم آن می‌توان به فرات، خابور، عاصی، عفرین، قوین و دجله اشاره داشت که رود فرات، با ۶۹۶/۲ کیلومتر طولانی‌ترین آنها و حدود نیمی از آن در ترکیه و عراق جاری است . بندرهای مهم سوریه عبارت‌اند از لاذقیه، طرطوس و بانیاس که در کنار دریای مدیترانه واقع شده‌اند.

وجه تسمیه شام و سوریه

 

 سوریه کنونی در گذشته بخش عمده‌ای از شام بوده‌است. سرزمین شام، کشورهای کنونی سوریه، لبنان، فلسطین و اردن را در بر می‌گرفته‌است و در حقیقت (الشام والشام) نامی بوده که جغرافیدانان عرب بر منطقه‌ای که از طرفی به دریای روم و بیابان ممتد- از ایله تا فرات - و از طرفی دیگر - از فرات تا مرز روم - محدود می‌شود نهاده‌اند؛ فضائل فراوانی در مورد شام ذکر کرده‌اند و بعضی از مورخان نیز احادیثی از محمد پیامبر اسلام در مورد فضائل آن ارائه کرده‌اند که به نظر می‌رسد این احادیث را وابستگان و محدثان اموی ساخته‌اند تا به نحوی سرزمین شام را در مقابل شهر پیامبر اسلام یعنی مدینه النبی، مطرح نمایند زیرا این سرزمین، مقر حکومتی بنی امیه بوده‌است .

 

 نام کنونی سوریه را فرانسویان پس از فروپاشی عثمانی و مستعمره نمودن این کشور از روی تاریخ کهن این بخش از جهان و آشوریان باستانی بر این سرزمین نهادند.

 

 تاریخ سوریه

 

سوریه کنونی که در گذشته همراه با کشورهای اردن، لبنان، فلسطین، بخشی از سرزمین شام محسوب می‌شد، سابقه‌ای بس دراز در تاریخ دارد که مورخان، این قدمت را به حدود پنج هزار سال پیش ‍ می‌رسانند. از آنجا که این سرزمین در طول مدت یاد شده، از فرهنگ و تمدن درخشانی برخوردار بوده، آثار و نشانه‌هایی از این تمدن بر جای گذاشته‌است. قبل از تسلط مسلمانان بر این کشور، اقوام مختلفی از جمله: اقوام سامی، آموری، آرامی، مصری، آشوری، بابلی، یونانی، رومی و ایرانی که هر از چند گاهی این کشور را سکونت گاه خویش نموده و یا آن را در معرض تاخت و تاز قرار داده‌اند، نشانه‌هایی از تمدن خاص خویش را برای اعصار بعدی به یادگار گذاشته‌اند. با تصرف شام در سال سیزده یا شانزده هجری به وسیله سپاه اسلام، فرهنگ این دین جدید بر تمدن‌های چندین سده اقوام مذکور غلبه یافت. در قرنهای پنجم و ششم هجری که مقارن با جنگهای صلیبی بود، حکام بسیار مقتدر و دینداری در این کشور بر اریکه سلطنت نشسته و پرچم جهاد علیه صلیبی‌ها و رومیان را برافراشتند. کسانی چون نورالدین محمود زنگی شهید، سلطان صلاح الدین ایوبی، ملک عادل ایوبی، ملک ظاهر بیبرس البندقدارى ، سیف الدوله حمدانی و... که نه تنها امور جنگی و نظامی را در راس اقدامات خود قرار داده و به ایجاد پایگاههای نظامی، ساخت قلعه‌ها، حفر خندق‌ها و... پرداختند که امروزه وجود صدها اثر تاریخی از آن دوران بیانگر این مدعاست . در قرون بعدی، ممالیک و سرانجام ترکان عثمانی پس از استیلا بر این سرزمین، سیاست پیشگامان خود را تداوم بخشیده و ضمن حفاظت و بازسازی آن آثار اسلامی، به احداث بناهای دیگری نیز پرداختند.

مردم سوریه

سوریه کشوری است با گروه‌های نژادی و قومیت‌های گوناگون. در این کشور به طور عمده عرب‌ها که‌ حدود ۹۰٪ جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند زندگی می‌کنند (این تعداد شامل ۴۰۰ هزار پناهنده‌ فلسطینی نیز هست). کردها که‌ ۱۰٪ باقیمانده‌ جمعیت را تشکیل می‌دهند از تبار آریایی هستند و بیشتر در نواحی شمال شرقی و شمالی کشور زندگی می‌کنند. همچنین در این کشور اقلیت‌های کوچک زبانی آرامی (آشوری) و ارمنی نیز زندگی می‌کنند.

مذاهب و فرق مذهبی در سوریه

مسلمانان این کشور ۸۶٪ جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند و مسیحیان که۵/۱۳٪ جمعیت آن را بخود اختصاص می‌دهند اقلیت نسبآ چشمگیری در این کشور می‌باشند. حدود پنج هزار یهودی نیز در دمشق و اطراف آن زندگی می‌کنند.

بارگاه مطهر حضرت زینب کبری (س)

 

 

 

زینب کبری (س) سومین فرزند فاطمه زهرا (س) و علی بن ابیطالب (ع) است.

حضرت زینب (س) در سال ۶ هجری پس از صلح حدیبیه و ۲ سال بعد از تولد حسین بن علی متولد شد. او پس از آن که به سن ازدواج رسید، به همسری برادرزاده محمد، عبدالله بن جعفربن ابیطالب که ۵ سال از او بزرگ‌تر بود درآمد. پس از واقعه کربلا او پس از چند روز توقف در دمشق، همراه سایر زنان و کاروان اسرای کربلا به مدینه بازگشت.

وی در واقعه حره در سال۶۲ هجری و یا سال قحطی مدینه، همراه عبدالله بن جعفر که در دمشق زمین‌هایی داشت به این شهر مهاجرت و در در ۱۵ رجب همان سال در آنجا در گذشت.

قریه‌ای که در آن قبر مطهر حضرت زینب قرار دارد، در گذشته به راویه و اکنون به زینبیه مشهور است. در حال حاضر این قریه به شهر متصل و در هفت کیلومتری شرق دمشق قدیم به طرف فرودگاه واقع می‌باشد.

در خیابان اصلی این شهرک از دور، گنبد و ماذنه‌های مقبره او دیده می‌شود. گنبد ساختمان طلائی است و در سمت شرقی و غربی آن دو مناره کاشی کاری شده قرار دارد.

در مدخل در غربی قبر زینب و سمت راست آن داخل اتاق کوچکی سه مقبره دیگر وجود دارد که یکی از آنها مقبره آیت الله سید حسین یوسف مکی عاملی متوفی ۱۳۹۷ و دیگری محسن الامین عاملی، صاحب تالیف معروف اعیان الشیعه و سومین آنها نیز دختر میرزا تقی بهبهانی می‌باشد.

فضای قبر زینب و صحن آن بصورت مربع مستطیل می‌باشد که شبستان و گنبد و حرم در وسط آن قرار گرفته و دارای چهار در ورودی می‌باشد سقف شبستان و مقبره از سه قسمت تشکیل شده که به صورت پله‌ای بر روی هم قرار دارند و گنبد نیز در وسط آن قرار یافته‌است. بر روی این گنبد جملاتی از قرآن نوشته شده و طلاکاری آن در سالهای اخیر به وسیله ایران انجام شده‌است.

در سمت شرق مجموعه، مصلای زینبیه به همت فهری زنجانی نماینده رهبر جمهوری اسلامی ایران در سوریه ساخته شده و مراسم نماز جماعت، دعای کمیل و نمازجمعه در آن برقرار می‌گردد. این شبستان بسیار بزرگ می‌باشد. مساحت کل مجموعه حدود ده هزار متر مربع است. در مقبره جمعا ۱۱۴ اتاق وجود دارد که ۶۴ اتاق آن در صحن بزرگ و بقیه در صحن دوم و حسینیه‌های اطراف است.

مقبره زینب در وسط حرم با ضریحی نقره‌ای و اطراف آن هشت ستون کاشی کاری شده که گنبد بر آن استوار شده وجود دارد. دیوارهای مقبره تا نصف آن سنگ سفید و بقیه آئینه کاری بوده و نمونه ای از هنر و معماری ایرانی اسلامی است. بنای داخل و خارج ساختمان و همچنین مناره‌ها و گنبد از حدود بیست سال پیش است ولی توسعه‌های اطراف صحن و تزئینات آنها همگی از سوی جمهوری اسلامی انجام شده‌است

حرم مطهر حضرت رقیه (س)

 

 

 

حضرت رقیه دختر امام حسین (ع) (به عربی: رقیة بنت الحسین) امام سوم شیعیان حسین بن علی و مادرش مطابق بعضی از نقل‌ها ام اسحاق بوده‌است.

حضرت رقیه دختر سه سالهٔ امام حسین بود که پس از واقعه عاشورا که خانواده امام حسین را به اسارت گرفتند او نیز توسط لشکر یزید به اسارت گرفته شد و آن‌ها را به مرکز خلافت یزید که شهر شام بود بردند. طبق نقل‌های متعدد هنگامی که لشکر یزید سر بریده شده حسین را به شام آوردند و آن را به حضرت رقیه نشان دادند آن طفل سه ساله بسیار ناراحت شده و به سبب این ناراحتی چنان چه در کتاب وقایع الشهور و الایام آمده‌است در روز ۵ صفر سال ۶۱ هجری قمری به شهادت رسید. مرقد وی در شهر دمشق امروزه پذیرای بسیاری از شیعیان جهان است

مسجد جامع اموی

 

 

 

مسجد اموی یکی از مسجدهای شهر دمشق است.

این مسجد از شاهکارهای درخشان تمدن و فرهنگ اسلامی است که قدمت و سابقه آن به دوران هزار و چهارصد ساله اسلامی محدود نمی‌شود بلکه بنیانی چهار هزار ساله دارد.

 

 مکان این مسجد در چهار هزار سال پیش نیایشگاه آتش پرستان بوده و خدای آنان یعنی آذر مورد پرستش قرار می‌‌گرفته است. 

پس از یونانی ها، رومیان با حضور و سلطه بر این سرزمین، این معبد را توسعه و آن را به محل عبادت خدای خویش ژوپیتر تغییر دادند. باگسترش مسیحیت در جهان و بویژه در شام، بخش کوچکی از نیایشگاه ژوپیتر به کنیسه تبدیل گشت که به نام قدیس یوحنا یا ماری یوحنا خوانده می‌‌شد. سرانجام در سال هفده هجری با فتح دمشق به وسیله مسلمانان، این آتشکده و بتکده به مسجد و محل عبادت خدای یگانه تبدیل گشت که البته نیمی از آن بر اساس مصالحی که صورت پذیرفته بود همچنان بصورت کلیسا باقی ماند. مساحت اولیه آن بر اساس آنچه ابن جبیر نقل کرده است از شرق به غرب یعنی در طول دویست گام (حدود ۱۵۰ متر) و از سمت جنوب به شمال یعنی در عرض ۱۳۵ گام (حدود ۱۰۰ متر) بوده و در مجموع به پانزده هزار متر مربع می‌‌رسیده است.

هنگامی که دمشق به وسیله سپاه مسلمانان گشوده شد، کلیساهای فراوانی در این شهر بود که بعضی از آنها برپایه پیمان آشتی در مقابل نیمی از کلیسای اصلی شهر در دست مسیحیان ماند و مسلمانان نیمه مذکور را تبدیل به مسجد کردند و در آن به نماز می‌‌پرداختند که بعدها جامع اموی بجای آن ساخته شد. مسیحیان که نسبت به دین جدید با بی اعتنایی می‌‌نگریستند با ایجاد سر و صدای عمدی در مراسم خود از جمله صدای مهیب ناقوس به هنگام برگزاری نماز جماعت، خواندن سرودها با صدای بلند، نسبت به عبادت مسلمانان مزاحمت فراهم می‌‌کردند.

 

 وقتی معاویه بن ابی سفیان در شام حکومت یافت، تصمیم به الحاق نیمه باقیمانده از کنیسه به مسجد نمود ولی مسیحیان نپذیرفتند؛ پس از وی عبدالملک بن مروان مال فراوانی به آنان داد تا اجازه دهند این قسمت نیز به مسجد ملحق شود ولی ایشان نپذیرفتند؛ تا اینکه ولید بن عبدالملک که مردی شجاع و جسور بود مال فراوانی به مسیحیان داد و حتی گفت اگر نپذیرفتند، کنیسه باب توما را که با زور و این قسمت را با صلح گرفتیم، به جای آن تخریب خواهم کرد.(آن کلیسا بزرگ‌تر از کلیسای داخل شهر یعنی مکان مسجد اموی بود) لذا مسیحیان راضی شدند که نیمه باقیمانده نیز به مسجد اضافه شود. مسجد جامع اموی یکی از معجزات هنر معماری اسلامی و رومی است زیرا در ساخت آن از مهندسان رومی نیز کمک گرفته شد. ولید در ابتدا طرح بنای آن را به روم فرستاد و دوازده هزار نفر از معماران و مهندسان آن سرزمین را برای ساخت آن به دمشق دعوت کرد. عملیات بنای آن از سال ۸۶ آغاز شد. و بهترین زینت‌ها و سنگهای مرمر برای تزئین آن بکار رفته است.

 

 بر فراز شبستان، مسجد گنبدی به نام نسر یا عقاب ساخت و ستونهایی در زیر آن قرار داد و آن را با طلا و جواهر و پوششهای ابریشم مزین کرد. محراب مسجد را با جواهر قندیلهای طلا و نقره، و معرقهای زیبا و زنجیرهای طلا آراست.

بنای مسجد در دوران ولید بن عبدالملک هفت سال طول کشید ولی نیمه تمام ماند و بقیه قسمت‌های آن را سلیمان بن عبدالملک تمام کرد. در طول قرون مختلف تعمیرات و توسعه‌هایی در آن انجام شده و همچنین بر اثر چندین آتش سوزی، بسیاری از قسمت‌های آن در آتش سوخته است که به شرح آن می‌‌پردازیم.

اکنون جامع اموی پس از مختصر تعمیراتی که در اواخر حکمرانی ممالیک یعنی تا قرن هشتم در آن صورت گرفته به همان حال باقیمانده است. صحن حیاط به کلی از سنگهای دوران ممالیک بوده و دیواره‌ها نیز از سنگ‌های بسیار بزرگ است. نیمی از دیوارهای شمالی، شرقی و غربی از کلیسا و معبد باقیمانده از دوران قبل از اسلام است و نیمه فوقانی دیواره‌ها در دوره ولید و دوره‌های بعد اضافه شده است که تفاوت سنگ‌های آن مشخص است. ولید دیواره‌ها را مسقف نموده و دیواره‌های شرقی و شمالی و غربی را با ستونهای سنگی بصورت کنگره‌ای بر زیر سقف‌های مذبور قرار داده است. در دوره ممالیک سقف دیوارهای غربی با نقاشیهایی به رنگ طلائی که به آن فسیفا می‌‌گفته‌اند تزئین گردید. فسیفا بیشتر سقف‌ها به مرور تخریب شده و اکنون اثری از آنها نیست.

در صحن سه قبه و گنبد کوچک ساخته شده است:

.۱ قبه المال: این قبه در سال ۱۷۲ به وسیله امیر دمشق فضل بن صالح بن علی العباس پسر عموی منصور عباسی ساخته شد و چون اموال و ذخائر مسجد در آن نگهداری می‌‌شد به قبه المال معروف گردید.

.۲ قبه الغواره: این قبه در وسط صحن قرار دارد و در ۳۶۹ ساخته شد. در زلزله سال ۱۱۷۳ تخریب گردید و عثمان پاشا در سال ۱۱۸۲ آن را بازسازی کرد. این گنبد کوچک بر شش ستون از سنگ مرمر قرار دارد. قبه یاد شده به صخره قربان نیز معروف بوده است. گویند حضرت هابیل قربانی خویش را که گوسفندی بود بر این صخره قرار داد چون مورد قبول حق قرار گرفت به وسیله آتش سوخت و قربانی قابیل که گندم بود پذیرفته نشد و به همان حال باقی ماند لذا به برادرش حسادت ورزید و او را در کوه قاسیون به قتل رسانید. از آن روز این مکان به صخره قربان معروف شد.

.۳ قبه الساعات: این قبه در شرق صحن اموی و کنار باب الساعات قرار دارد که در سده پنجم هجری ساخته شده و محل استقرار ساعت مسجد بوده است.  

.۴ قبه النسر یا عقاب: یکی از بزرگ‌ترین بناهای فوقانی مسجد اموی است که بر فراز شبتسان قرار دارد و از سنگ مرمر می‌‌باشد

دروازه‌های مسجد اموی

از هنگام بنای مسجد برای ورود و خروج در چهار سمت آن درهایی قرار داده شد که عبارت بودند از:

.۱ باب الزیاده: در سمت دیوار قبله و جنوب مسجد بود که در دوره عثمانی به باب العنبرانیین و بعدها نیز به باب القوافین مشهور شد.

.۲ باب جیرون: در شرق مسجد و از بزرگ‌ترین درهای آن بوده است. این در بعدها به باب الساعات معروف گشت و باب الکلاسه و باب اللبادین نیز به آن گفته می‌‌شد. در کنار آن راس الحسین قرار دارد.

.۳ باب الناطفین: در سمت شمال مسجد بود و به باب الفرادیس و باب العماره نیز معروف گشته است.

ماذنه‌ها و گلدسته های جامع اموی

این مسجد دارای سه ماذنه بزرگ است که از سنگ و بصورت مربع ساخته شده و در سمت شمال، جنوب غربی و جنوب شرقی قرار گرفته اند.

.۱ گلدسته شرقی: این ماذنه به مناره البیضاء و مناره عیسی معروف است. گویند در آخرالزمان عیسی بر این مناره فرود خواهد آمد.

.۲ گلدسته شمالی: این ماذنه به العروس مشهور است. آن را بدین جهت مناره عروس گفته‌اند که در زمانهای قدیم، مردم به هنگام اجرای مراسم عروسی و جشن ها،با نصب چراغ و آویزان کردن دستمال‌ها و پارچه‌های رنگارنگ آن را تزئین می‌‌کرده‌اند و معتقد بودند این عمل باعث برکت خواهد شد.

.۳ گلدسته غربی: به ماذنه آق بای معروف است.

آثار و مقام انبیاء در جامع اموی 

.۱ قبر و مقام هود

بسیاری از مورخان دمشق گفته‌اند که قبر هود (درود خدا بر او باد) در اینجا است. این مکان در سمت چپ مقام راءس یحیی یعنی در مقابل ستون چهارم در دیوار قبله از سمت شرق شبستان قرار دارد و بر سنگ دیوار، قبله به خطی زیبا در زمینه سبز نوشته شده است هذا مقام هود النبی (این چایگاه هود پیغمبر است) در این مکان کتیبه‌ای در دوران ولید یافت شد که وقتی ترجمه کردند پند و اندرزهایی از حضرت هود بوده است.

.۲ مقام خضر

گویند خضر نبی در مسجد اموی همواره نماز می‌‌گذاشته است مکان نماز ایشان در سمت شرقی قبله (جنوب شرقی) نزدیک مناره شرقی بوده است. اکنون نزدیک به محراب اصلی مسجد و به موازات مقام هود بر دیوار قبله عنوان هذا مقام خضر النبی بر تابلویی سبز دیده می‌شود.

.۳ مکان نزول عیسی مسلم از اوس بن اوس و از محمد نقل کرده است که عیسی بن مریم، کنار مناره شرقی دمشق یعنی جامع اموی نزول خواهد کرد و کنار آن گلدسته، قطعه سنگی که حضرت موسی در کوه طور با عصای خود بر آن زد و دوازده چشمه جاری شده وجود دارد.

.۴ مقام و محل دفن سر یحیی

یحیی به قدرت الهی از پدر و مادر پیری که امید به فرزند نداشتند بدنیا آمد. خداوند یحیی را در کودکی علم و حکمت عنایت فرمود و آتینا الحکم صبیا. وی از دوران جوانی با عفت و با تقوی بود، همواره در مسجد الاقصی به عبادت و ریاضت مشغول و از اختلاط با اهل دنیا پرهیز می‌‌کرد. او به هنگام بعثت عیسی نبوت ایشان را شهادت داد و در همین دوران بود که به دستور پادشاه بنی اسرائیل به قتل رسید.

شبستان جامع اموی

شبستان مسجد دارای بیست ستون در سمت شرق و بیست ستون در سمت غرب است و چهار ستون اصلی و بزرگ به ابعاد ۲×۳ متر در وسط آن قرار دارد که پایه‌های گنبد بزرگ مسجد یعنی قبه النسر می‌‌باشد. ارتفاع داخلی این گنبد بیش از سی متر است و تماما از سنگ و با گچ سفید تزئین و بازسازی شده است. بر روی چهل ستون مذکور، چهل ستون کوچک دیگر قرار دارد. این ستونها بصورت هلالی شکل هستند که سقف مسجد را- که شاید بتوان گفت بلندترین سقف موجود در میان مساجد جهان است - را نگه داشته اند.

محرابهای چهارگانه مسجد اموی

در شبستان مسجد اموی چهار محراب قرار دارد که هر یک مخصوص یکی از فرق چهار گانه اهل سنت است. یکی از آنها در وسط دو محراب دیگر در سمت راست آن و محرابی نیز در سمت چپ آن قرار دارد. محراب وسط که اصلی و بزرگ‌تر از بقیه است مخصوص مالکی‌ها است. محراب‌های سمت راست از حنفی‌ها و حنبلی‌ها و محراب سمت چپ نیز از آن شافعی‌ها است. در عصر ممالیک در هر چهار محراب نماز می‌‌گذاشته اند.

 

  محل غسل تعمید مسیحیان

همانگونه که در شرح تاریخ جامع اموی گفته شد نیمی از جامع کنونی اموی (نیمه شرقی) کلیسا بود و سپس به وسیله ولید به نیمه دیگر آن الحاق و کلیسای مذکور تخریب شد. در این نیمه و کنار درب ورودی شرقی شبستان به فاصله بیست متری، بقایای استوانه و چاهی است که گویند مسیحیان فرزندان خود را در آن غسل تعمید می‌‌داده اند. این مکان در نزد آنان از ارزش خاصی برخوردار بوده است. اکنون این چاه و استوانه‌های آن که از مرمر ساخته شده موجود بود ولی چاه آن پوشیده شده است.

مقام راءس الحسین

هنگامی که کاروان اسرا و سرهای بریده شهدا به سمت دمشق در حرکت بود، سر امام حسین در پایان همه سرها و مقابل زنان و اهل بیت حرکت داده می‌‌شد. آنگاه به فرمان یزید سر را از مجلس بیرون بردند و به همراه سایر سرهای شهدا سه روز بر باب القصر آویزان کردند.

پس از آن مدت، سر امام حسین را پائین آوردند و در گوشه شمال شرقی مسجد در اتاقکی دادند. این سر چند روز در این مکان قرار داشت. بعدها در آنجا بقعه‌ای به یادبود این حادثه غم انگیز ساختند که به راءس الحسین مشهور شد. (۲۸) این مکان پس از محراب و مسجد امام زین العابدین (د) در داخل اتاقی به ابعاد ۳×۴ متر قرار دارد و در جدار داخلی گنبد آن اسامی ائمه نقش بسته است. در داخل شبستان مقام امام سجاد (د)محفظه‌ای از نقره و بسیار کوچک به اندازه سر یک انسان در داخل دیوار به یاد محل قرار دادن سر مبارک حضرت جا سازی شده است. در سمت چپ این محفظه نقره ای، شبستان و یا اتاقی که از آن یاد کردیم به وسیله دری آهنین جدا می‌شود. در سمت چپ آن ضریحی کوچک از نقره و بصورت مستطیل با ابعاد ۱×۵/۱ متر می‌‌باشد. داخل این مکان یا ضریح، پایه‌ای مستقر شده و بالای آن چیزی به شکل سر با پوشش قرمز رنگ که گویا از چوب و یا سنگ ساخته‌اند قرار داده شده است.

محراب و مقام زین العابدین

هنگامی که امام سجاد در حال اسارت در مسجد اموی حضور داشت، در شمال شرقی جامع و در مکانی به تهجد و عبادت می‌‌پرداختند. ابن عساکر گوید: آن حضرت هر شب و روز در این مکان هزار رکعت نماز می‌‌گذاشته اند. نمازگاه امام سجاد در سمت شمال شرقی مسجد اموی و کنار در شرقی آن است که پس از شبستان بزرگی قرار داشته و دارای محرابی زیبا از سنگ می‌‌باشد.

قبرستان باب الصغیر

 

 

قبرستان باب الصغیر قبرستانی است که ۱۴مقام در اونجا قرار داره از زنان پیامبر ام حبیبه و ام سلمه تا بلال حبشی ،این قبرستان چهارمین قبرستان مهم در دنیای اسلام است . این قبرستان در جنوب شهر قدیم دمشق واقع شده و چون نزدیک کوچکترین درقدیمی شهر دمشق قرار داشته "باب الصغیر" نام گرفته است.تو این قبرستان قبرها نزدیک به هم هستند و ارتفاع نسبتا زیادی هم دارند ، طوریکه به سختی می شد از میان آنها گذشت توی این قبرستان برای افرادی که از یاران و صحابه پیامبر و نزدیکان خاندان پیامبر بودند گنبد و بارگاه کوچکی اندازه یک اتاق ساخته اند .

مقام همسران پیامبر ام حبیبه و ام سلمه در قسمت غرب قبرستان باب الصغیر می باشد .

مقام عبداله بن زین العابدین:

عبداله بن زین العابدین در قسمت شرق باب الصغیر می باشد عبد الله فرزند امام سجاد (ع) بود او مردی فقیه ووارسته بود که به علت درخشندگی صورتش به باهر شهرت یافته بود

مقام رئوس شهدای کربلا:

ظاهرا بعد از حادثه کربلا که رئوس شهدا را برنیزه ها به شام و برای یزید آورده بودند برای دفن به این قبرستان می آورند .که در ان ضریحی قرار دارد و درون ان ضریح 16دایره حجیم که با پارچه ای سبز پوشانده شده است به نشانه 16شهید کربلا وجود دارد که اسامی انها نیز برروی این پارچه ها نوشته شده است اما به احتمال قوی فقط سر3 نفر از این شهدا به نام«حضرت علی اکبر» ،«حضرت ابوالفضل» و «حبیب بن مظاهر »در این مکان به خاک سپرده شده است.

درحیاط این مکان که معروف به مقام رئوس شهدای کربلا است حوضی وجود دارد که می گویند سر شهدا را در اینجا شسته اند و در کنار ان نیز اتاقی وجود دارد که گفته می شود امام سجاد در انجا نماز خوانده است

مقام حضرت سکینه و ام کلثوم و دیگر مقام ها:

آمنه ملقب به سکینه دختر امام حسین (ع) بود وبرادرش علی اصغر ومادرش رباب بود. ام کلثوم یازینب صغری نیز دختر امام علی (ع) می باشد. وارد شبستان که می شوی دو ضریح هم شکل درکنار هم قرار دارند که بادیواری که وسط آن وجود دارد ازهم جدا شده اند و درکنار دیوار هر اتاق پلکانی باز می شود که به زیرزمین ودو اتاقک کوچک هدایت می شود،در این مکان مقدس ضریح وتابوت هر دو قبر دیده می شود، هر دو بزرگوار در واقعه کربلا حضور داشتند و پس از اسارت به دمشق آمدند.

بقیه مقام ها در پشت سر مقام حضرت سکینه و ام کلثوم بوده و درون قبرستان و در قسمت غربی قبرستان باب الصغیر است در پشت قبر سکینه و ام کلثوم قبری منسوب به «فاطمه صغری» دختر امام حسین (ع) است که در داخل حجره ای کوچک قرار گرفته، در کنار اتاق پلکانی است که به فضایی کوچک در زیر زمین راه دارد بر روی سنگ قبر او آیت الکرسی به خط کوفی نوشته شده است،گنبد آن به رنگ سبز ودیوارهای آن به وسیله سنگهای سیاه وسفید بر پا گشته است.

کمی بالا تر ازمرقد" فاطمه صغری"در اتاق دیگری از این قبرستان مدفن سه بانوی مطهر قرار دارد:اسماء بنت عمیس همسر جعفر طیار،میمونه دختر امام حسن(ع)،حمیده دختر مسلم بن عقیل،در این حجره ضریحی سبز رنگ قرار دارد که سنگ قبرها به صورت ایستاده در کنار آن نصب شده است.

در یکی دیگر از حجره های این قبرستان که با گنبد سبز رنگ کوچکی نمایان است در تابوتی کوچک ومحفظه ای فلزی «عبدالله بن صادق» فرزند امام جعفر صادق(ع) مدفون است . 

کمی بالاتر از این حجره ودر مکانی دیگر موذن با وفای پیامبر«بلال حبشی» به خاک سپرده شده است .

در کنار مقبره "بلال" مقبره کوچکتری دیده می شود که گفته می شود قبر«عبدالله بن جعفر» فرزند جعفر طیار وهمسر باوفای حضرت زینب(س) است که در سن 90 سالگی چشم از دنیا فرو بست  

یکی دیگر از نزدیکان اهل بیت که در این قبرستان مدفون است «فضّه» خادمه حضرت زهرا(س) است ، وی در واقعه کربلا حضور داشت وبه اسارت در آمد

حرم حضرت هابیل (ع)

 

 

 

 

داستان قابیل و هابیل

قابیل و هابیل فرزندان آدم علیه السلام بودند. قرآن، سرگذشت آنها و پند و اندرزهایى را که در ماجراى آنان وجود دارد بیان فرموده تا مؤمنان از آن بهرهمند گردند.

قابیل فردى بود داراى شخصیتى بیمارگونه و آمیخته با خلق و خوى ناپسند که خصلتهاى حرص و طمع، گناه و معصیت و سرپیچى از فرمان حق، بر وجود او حکمفرما بود، امّا برادرش هابیل شخصیتى درستکار و پرهیزکار و تسلیم حق بود. میان او و برادرش اختلاف و کشمکش به وجود آمد. این قبیل اختلافات همیشه در طول زندگى به طور مکرر میان مردم به وجود مىآید. اختلاف آنان درگیرى و کشمکش بین حق و باطل بود که به کشته شدن هابیل به دست برادرش قابیل انجامید. در انگیزه بروز کشمکش و نزاع میان آنها دو نظریه وجود دارد:

یکى این که، هابیل داراى گوسفند و قابیل مزرعه دار بود و هر کدام یک قربانى انجام دادند. هابیل بهترین گوسفند گله خود و قابیل نامرغوب ترین گندم مزرعه خویش را براى قربانى تدارک دید. هر یک قربانى خود را تقدیم الهى نمودند. آتشى از آسمان فرود آمده و قربانى هابیل را طعمه خویش ساخت و قربانى قابیل را رها کرد. قابیل دریافت که خداوند قربانى برادرش را پذیرفته و از او قبول نکرده است، از این رو به وى حسد ورزید و او را به قتل رساند.

دوم این که، نقل شده آدم علیه السلام در هرمرحله باردارى همسرش داراى دو قلوى پسر و دختر مىشد و هر دخترى را که ازمرحله اول به دنیا آمده بود با پسرى که در مرحله دوم متولد شده بود، تزویج مىکرد. در مرحله نخست قابیل با دخترى و سپس هابیل نیز همراه خواهرش زاده شد. دخترى که با قابیل متولد شده بود بسیار زیبا بود، چون آدم علیه السلام خواست او را به ازدواج هابیل در آورد، با مخالفتِ قابیل روبهرو شد. وى گفت: من به ازدواج با او سزاوارتر از هابیل هستم و او نسبت به خواهرش سزاوارتر از دیگرى است و این کار به دستور خدا نبوده و نظر خود توست. آدم علیه السلام به آنها فرمود: هر کدام از شما یک قربانى به پیشگاه خدا تقدیم دارد و قربانى هر یک از شما که پذیرفته شد، این دختر را به ازدواج او درخواهم آورد و خداوند، با فرو فرستادنِ آتشى بر قربانى هابیل که آن را طعمه خویش ساخت، قربانى وى را پذیرفت و قابیل برادرش را به جهت حسادتى که به او داشت به هلاکت رساند. قرآن، به عدم پذیرفته

فرزندان آدم رابه حقیقت برایشان بازگو که آن دو به وسیله قربانى، تقرب جستند، از یکى پذیرفته و از دیگرى مقبول نیفتاد. [قابیل به برادرش] گفت: حتماً تو را خواهم کشت. [هابیل] گفت: خداوند قربانى پرهیزکاران را مىپذیرد، اگر تو قصد کشتن مرا داشته باشى، من به کشتن تو دست نمىیازم؛ زیرا من از خداى جهانیان بیم دارم. من مىخواهم گناه کشتن من و گناه مخالفتِ تو، هر دو به تو بازگردد تا از جهنمیان شوى، چه این که آتش دوزخ پاداش ستمکاران است. سپس، هواى نفس قابیل او را به کشتن برادرش ترغیب کرد، تا این که او را به قتل رساند. از این رو، در زمره زیانکاران در آمد.

کلمه تقوایى که در حال سخن گفتن هابیل با برادرش، بر زبان وى جارى گشت، سزاوار بود که قصد و اراده شرارت و تبهکارى را در وجود او از بین ببرد، ولى افسوس که قابیل، اهل پرهیزکارى و فرمانبردارى نبود و به همین دلیل خداوند قربانى او را نپذیرفت و حسدى که قلب او را فرا گرفته بود، تصمیم او را در باره کشتن برادرش افزون ساخت.

 

 در اینجا پاک طینتى هابیل، که آمیخته به تقوا بوده و خیرخواهى و نیکى بر آن حاکم بود، به ما نشان مىدهد که وى بدى را مقابله به مثل نمىکرد؛ زیرا قتل و کشتار، با صفات و خصوصیات وى که ترس از خداى جهانیان داشت، سازگار نبود. و کسى که از خدا بیم داشته باشد، به کسى اجحاف روا نمىدارد. ترس و بیم از خدا بزرگترین مانع از ارتکاب جرم در زمین است. اگر مربّیان و خیراندیشان پى ببرند و مردم را به ایمان به خدا و رعایت آن در کردارشان و بیم از گناه متوجه سازند، به جامعهاى یکپارچه و ایدهآل که صلح و صفا بر آن حاکم است، دست خواهند یافت، ولى قابیل که شرارت، سراسر وجودش را فرا گرفته بود، عملِ زشتِ خویش [کشتن برادر] را به اجرا در آورد:(در حقیقت، درگیرى و کشمکش، میان هابیل و قابیل نبود، بلکه میان قابیل و نفس سرکش و تبهکار او و تمایلاتِ شرارتآمیز و تصمیمات پلید وى بود. در واقع مىبایست قابیل با استیلاى بر این تمایلات، آنها را مهار نموده و از بند اسارت آنها رهایى یابد، ولى در برابر ضعف خود و سرکشى تمایلات نفسانى خویش، عاجز و درمانده شد و تبهکارى او به کشتن برادرش انجامید و این عمل، خشونت آمیزترین نوع حسد بود.

پندِ کلاغ

زمانى که قابیل برادرش را به قتل رساند، او را رها ساخت و متحیّر ماند و نمىدانست با آن، چه کند. خداوند دو کلاغ را چنین مأموریت داد که یکى از آنها دیگرى را بکشد و با منقار و پاهایش چالهاى براى آن بکند و سپس او را در آن چاله افکنَد. هنگامى که قابیل ملاحظه کرد، آن کلاغ چگونه کلاغ دیگر را مدفون ساخت، دلش به رحم آمد و دوست نداشت عاطفهاى کمتر از آن داشته باشد، از این رو برادرش را در زیر خاک نهان ساخت، حیرت زده و غمگین و پشیمان از کرده خویش با خود گفت: آیا شایسته است که من عاطفه و مهرى کمتر از این کلاغ داشته باشم!پس خدا کلاغى را برانگیخت که زمین را مىکاوید تا به او نشان دهد چگونه جسد برادرش را پنهان کند [قابیل] با خود گفت: واى بر من، آیا من از این کلاغ ناتوانترم؟ پس جسد برادرم را در خاک نهان مىکنم. و بدین سان، از کارخویش پشیمان گشت.

گفته شده که وقتى قابیل برادرش را کشت و آن را رها کرد، خداوند کلاغى را مأمور کرد که خاک بر بدن هابیل بریزد. وقتى قابیل که قاتل بود ملاحظه کرد خداوند چگونه پس از مرگ هابیل، او را مورد اکرام قرار داد، حسرت خورد و از کار خود پشیمان شد.

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱۳